مطلب مورد نظر یافت نشد!

مطلب مورد نظر شما را نتوانستیم پیدا کنیم! اما ممکن است یکی از اخبار پربیننده امروز تا حدی مربوط به مطلب مورد نظر شما باشد.

پربیننده ترین اخبار روز

رقابت انتخاباتی آمریکا و تکرار ادعاهای ترامپرقابت انتخاباتی آمریکا و تکرار ادعاهای ترامپ
۵ زمین‌لرزه در ۵ استان؛ بزرگترین ۲.۹ ریشتر در زاغه۵ زمین‌لرزه در ۵ استان؛ بزرگترین ۲.۹ ریشتر در زاغه
زمین‌لرزه ۳.۷ ریشتری بامداد شهداد کرمان را لرزاندزمین‌لرزه ۳.۷ ریشتری بامداد شهداد کرمان را لرزاند
گرمایش جهانی و سلامت ریه‌هاگرمایش جهانی و سلامت ریه‌ها
انرژی زمین‌گرمایی: رونق اقتصادی و عدالت اجتماعیانرژی زمین‌گرمایی: رونق اقتصادی و عدالت اجتماعی
حکمت در جان‌های فاسد: درنگی بر حدیث امام هادی(ع) مقدمه‌ای بر مفهوم حکمت و تأثیر آن در وجود انسان حدیث گرانسنگ امام هادی(ع) که می‌فرماید: الحِكمَـةُ لا تَنْجَـعُ في الطِّباعِ الفاسِدَةِ (حکمت در جان‌های فاسد مؤثر نمی‌افتد)، دربردارنده‌ی نگاهی ژرف به رابطه‌ی میان معرفت و تهذیب نفس است. این کلام نورانی که در یک عبارت مختصر، دنیایی از معنا را در خود جای داده است، به ما می‌آموزد که حکمت و معرفت، به خودی خود و بدون زمینه‌سازی اخلاقی و روحی، نمی‌تواند در وجود انسان ریشه بدواند و ثمر بخشد. در دنیایی که اطلاعات به راحتی در دسترس است، اما حکمت و معرفت حقیقی کمیاب شده، این سخن امام دهم شیعیان همچون چراغی فروزان، راه تشخیص بین علم ظاهری و حکمت نافع را روشن می‌سازد. برای فهم عمیق این حدیث، باید نخست به تحلیل مفاهیم کلیدی آن بردازیم: حکمت چیست؟ طِباع فاسده چه معنایی دارد؟ و چرا این دو با یکدیگر ناسازگارند؟ مفهوم حکمت از دیدگاه اسلامی و ویژگی‌های طبع فاسد حکمت: از دانش تا معرفت نافذ در فرهنگ اسلامی، حکمت مفهومی فراتر از دانش و اطلاعات صرف دارد. حکمت، معرفتی است که با عمل و تهذیب نفس همراه شده و به درکی عمیق از حقایق هستی می‌انجامد. حکمت، نور الهی است که بر دل می‌تابد و صاحبش را به شناخت خداوند، قوانین خلقت و راه سعادت رهنمون می‌سازد. قرآن کریم در آیات متعددی بر ارزش حکمت تأکید کرده است: يُؤتِي الْحِكْمَةَ مَن يَشَاءُ ۚ وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا (بقره/269)؛ خداوند حکمت را به هر کس که بخواهد می‌دهد و به هر کس حکمت داده شود، خیر فراوانی داده شده است. حکمت، شناخت صحیح و توانایی تطبیق این شناخت بر واقعیت‌های زندگی است. حکیم کسی است که نه تنها می‌داند، بلکه می‌داند چگونه دانسته‌هایش را در مسیر درست به کار بندد. او از علم خود برای رسیدن به تقوا، عدالت و خیر استفاده می‌کند. طبع فاسد: موانع درونی دریافت حکمت در مقابل حکمت، مفهوم طِباع فاسده قرار دارد. طِباع جمع طبع، به معنای سرشت‌ها، خلق‌وخوها و ذات‌های انسانی است. فاسده نیز به معنای تباه شده، منحرف و ناسالم است. بنابراین، طِباع فاسده اشاره به آن دسته از صفات، عادات و گرایش‌های درونی انسان دارد که بر اثر غفلت، گناه، پیروی از هوای نفس و دوری از فطرت پاک الهی، دچار انحراف و فساد شده‌اند. این فساد می‌تواند در اشکال مختلفی ظاهر شود: تعصب کورکورانه، لجاجت، حبّ ذات شدید، حسد، کبر، دنیاطلبی مفرط، شهوت‌پرستی، کینه‌توزی و بسته بودن ذهن در برابر حقایق. فرد دارای طبع فاسد، حتی اگر در معرض حکمت و معارف بلند قرار گیرد، به دلیل موانع درونی، قادر به دریافت و بهره‌برداری از آن نیست. قلب او همچون آینه‌ای است که غبار گناه و رذایل اخلاقی، صفا و شفافیت آن را گرفته و نمی‌تواند نور حکمت را بازتاب دهد. تحلیل علل عدم تأثیر حکمت در طبع فاسد فساد اخلاقی به مثابه مانع ادراک امام هادی(ع) در این حدیث به یک اصل مهم روانشناختی و معرفت‌شناختی اشاره می‌فرماید: ادراک حقیقت، تنها یک فرآیند ذهنی و عقلی محض نیست، بلکه متأثر از حالات قلبی و صفات اخلاقی انسان است. فساد اخلاقی و روحی، مانند پرده‌ای ضخیم بر روی چشم بصیرت انسان کشیده می‌شود و مانع از دیدن حقایق می‌گردد. قرآن کریم نیز به این مسئله اشاره کرده است: أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا ۖ فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَٰكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ (حج/46)؛ آیا در زمین نگشته‌اند تا دل‌هایی داشته باشند که با آن بیندیشند یا گوش‌هایی که با آن بشنوند؟ بی‌گمان چشم‌ها کور نمی‌شوند، بلکه دل‌هایی که در سینه‌هاست کور می‌شوند. فرد حسود، هر پدیده‌ای را در چارچوب منافع شخصی خود تفسیر می‌کند. فرد متکبر، هر سخن حقّی را که از جانب فردی پایین‌تر از خود بیان شود، نمی‌پذیرد. فرد دنیاطلب، هر حکمتی را که او را از لذت‌های زودگذر منع کند، انکار می‌نماید. بنابراین، فساد باطنی، ظرفیت فهم و پذیرش حکمت را از بین می‌برد. حکمت به مثابه بذری در زمین آماده می‌توان رابطه‌ی حکمت و طبع انسان را به رابطه‌ی بذر و زمین تشبیه کرد. حکمت، بذر ارزشمندی است که قابلیت رشد و باروری فوق‌العاده‌ای دارد. اما این بذر، تنها در زمینی سالم، حاصلخیز و آماده می‌روید و ثمر می‌دهد. طبع فاسد مانند زمین شور، سنگلاخ یا آغشته به علف‌های هرز است که حتی بهترین بذرها نیز در آن نابود می‌شوند یا رشد نمی‌یابند. امام علی(ع) در نهج‌البلاغه می‌فرماید: اَلْقَلْبُ الْحَرْثُ فَازْرَعْ فِيهِ الْحِكْمَةَ ؛ قلب مانند زمین کشاورزی است، در آن حکمت بکار. اما شرط اول کشاورزی، آماده‌سازی زمین است. تا زمانی که زمین از سنگ‌ها و خارهای رذایل اخلاقی پاک نشود، کشت حکمت در آن ممکن نخواهد بود. حکمت نیاز به قابل دارد؛ یعنی نیاز به فردی دارد که آمادگی درونی برای پذیرش آن را داشته باشد. این آمادگی، چیزی جز پاکی دل، فروتنی، صداقت، طلب حقیقت و آزادگی از تعلقات مادی نیست. کاربردهای حدیث در زندگی فردی و اجتماعی درس‌هایی برای تعلیم و تربیت این حدیث شریف، پیام‌های مهمی برای حوزه‌ی تعلیم و تربیت دارد. نظام‌های آموزشی که تنها بر انباشت اطلاعات و مهارت‌های فنی تأکید می‌کنند، بدون توجه به تربیت اخلاقی و تهذیب نفس متربیان، در واقع بذر را در زمین ناسالم می‌پاشند. ممکن است چنین افرادی از نظر علمی پیشرفت کنند، اما حکیم نخواهند شد. علم آنان ممکن است به جای خدمت به بشریت، در مسیر قدرت‌طلبی، ثروت‌اندوزی افراطی یا حتی تخریب به کار رود. بنابراین، تربیت اسلامی بر این اصل استوار است که تربیت اخلاقی و معنوی، مقدمه‌ی ضروری برای کسب علم نافع است. معلم حقیقی پیش از انتقال دانش، باید به فکر آماده‌سازی روح و روان شاگرد باشد. در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: كونوا دُعاةً لِلنّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُم ؛ مردم را با غیر زبانتان (با عمل و اخلاقتان) دعوت کنید. این نشان می‌دهد که تأثیر اخلاق و عمل، مقدم بر تأثیر گفتار و دانش انتقالی است. هشداری برای جویندگان معرفت برای طالبان علم و حکمت نیز این حدیث هشداری جدی محسوب می‌شود. گاهی افراد، کتاب‌های فراوان می‌خوانند، در کلاس‌های متعدد شرکت می‌کنند، اما تغییری در بینش و رفتار آنان ایجاد نمی‌شود. یکی از علل این مسئله، غفلت از پالایش درون است. اگر کسی در حالی که گرفتار حسادت، تکبر یا حرص است، به دنبال کسب دانش باشد، این دانش در او نفوذ نکرده و تبدیل به حکمت نخواهد شد. ممکن است حتی از علم خود برای توجیه رذایل اخلاقی‌اش استفاده کند. بنابراین، طالب حکمت باید همزمان با تحصیل علم، به مجاهده‌ی با نفس بپردازد، از گناهان پرهیز کند و فضایل اخلاقی را در خود تقویت نماید. تنها در این صورت است که دانش او به نور حکمت آمیخته شده و برای خود و جامعه‌اش سودمند خواهد بود. ضرورت تهذیب نفس برای اصلاح اجتماعی در سطح اجتماعی نیز این حدیث درس بزرگی دارد. هرگونه تلاش برای اصلاح جامعه و نشر فرهنگ و اندیشه‌های سالم، بدون توجه به اخلاق عمومی محکوم به شکست است. اگر طبع جامعه‌ای به دلیل اشاعه‌ی فساد اخلاقی، مادی‌گرایی افراطی، دروغ و تزویر فاسد شود، حتی بهترین پیام‌های اصلاحی نیز در آن تأثیر نخواهد گذاشت. مردم چنین جامعه‌ای، سخن حق را نمی‌شنوند یا اگر بشنوند، آن را تحریف کرده و به میل خود تفسیر می‌کنند. بنابراین، مصلحان اجتماعی باید در کنار ارائه‌ی اندیشه‌های نو، برای ارتقای اخلاق عمومی نیز بکوشند. تاریخ انبیا نیز گواه این مدعاست؛ پیامبران الهی پیش از هر چیز، به پاکسازی دل‌ها و زدودن شرک و رذایل اخلاقی می‌پرداختند و سپس احکام و معارف را آموزش می‌دادند. راه‌های درمان طبع فاسد و آماده‌سازی برای پذیرش حکمت خودآگاهی و مراقبه‌ی نفس اولین قدم برای درمان طبع فاسد، شناخت بیماری‌های روحی خود است. انسان باید با نگاهی نقادانه به درون خویش بنگرد و صفات ناپسند خود را شناسایی کند. تمرین مراقبه، محاسبه‌ی نفس (بررسی عملکرد روزانه) و استمداد از خداوند برای شناخت عیوب نفس، از راه‌های مؤثر در این مرحله است. امام علی(ع) می‌فرماید: رحِمَ اللَّهُ امرَأً أَدّى إلَى اللَّهِ فَرائِضَهُ، وَ عَمِلَ لَهُ بِالسِّرِّ وَ الْعَلانِيَةِ، وَ عَرَفَ فَأَقَرَّ، وَ أَقَرَّ فَاتَّعَظَ، وَ اتَّعَظَ فَأَعَدَّ ؛ خدا رحمت کند کسی که واجبات الهی را ادا کند، در نهان و آشکار برای او عمل نماید، (عیوب خود را) بشناسد پس اقرار کند، و اقرار کند پس پند گیرد، و پند گیرد پس آماده شود. توبه و انابه به درگاه الهی پس از شناخت عیوب، نوبت به توبه و بازگشت به سوی خدا می‌رسد. توبه حقیقی، پشیمانی قلبی، تصمیم جدی بر ترک گناه و جبران گذشته است. توبه، قلب را از آلودگی‌ها شستشو داده و آن را برای پذیرش انوار الهی آماده می‌سازد. قرآن کریم می‌فرماید: وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (نور/31)؛ و همگی به سوی خدا توبه کنید، ای مؤمنان، تا رستگار شوید. مجاهده‌ی عملی و تمرین فضایل ترک رذایل و کسب فضایل نیازمند تلاش مستمر و مجاهده‌ی عملی است. انسان باید به تدریج و با صبر، در برابر تمایلات نفسانی مقاومت کند و رفتارهای جدید مبتنی بر فضیلت را تمرین نماید. برای درمان تکبر، باید فروتنی را تمرین کرد. برای درمان بخل، باید بخشش را تجربه کرد. برای درمان غیبت، باید مراقب زبان بود. این تمرین‌های عملی، به تدریج طبیعت فاسد انسان را اصلاح می‌کند. انس با قرآن و اهل بیت(ع) یکی از مؤثرترین راه‌های تهذیب نفس، انس گرفتن با منابع اصیل حکمت الهی، یعنی قرآن کریم و تعالیم اهل بیت(ع) است. این معارف، خود دارای خاصیت پاک‌کنندگی دل‌ها هستند. قرآن کریم می‌فرماید: يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِّمَا فِي الصُّدُورِ (یونس/57)؛ ای مردم، به راستی برای شما از سوی پروردگارتان پندی آمده است، و درمانی برای آنچه در سینه‌هاست. همچنین، توسل و پیروی از اهل بیت(ع) که مجرای فیض الهی و مظهر حکمت‌های الهی هستند، قلب را نورانی و مستعد پذیرش معارف بلند می‌سازد. جمع‌بندی: حکمت، موهبتی برای جان‌های آماده حدیث امام هادی(ع) به زیبایی رابطه‌ی تنگاتنگ بین معرفت و اخلاق را ترسیم می‌کند. این سخن به ما یادآوری می‌کند که حکمت، کالایی نیست که بتوان آن را به زور یا صرفاً از طریق انتقال اطلاعات به دست آورد. حکمت، موهبتی الهی است که تنها در جان‌های پاک، فروتن و مشتاق جلوه می‌کند. در عصر حاضر که بشر غرق در انبوه اطلاعات است، اما از حکمت و معنویت فاصله گرفته، این پیام امام هادی(ع) بیش از هر زمان دیگری اهمیت می‌یابد. راه نجات فرد و جامعه، نه در انباشت دانشِ محض، که در تزکیه‌ی نفس و آماده‌سازی دل‌ها برای دریافت نور الهی است. بنابراین، باید کوشید تا با پالایش درون از آلودگی‌های اخلاقی و معنوی، زمین‌های فراهم آورد تا بذر حکمت در وجودمان بروید و به بار بنشیند. تنها در این صورت است که علم ما به حکمت تبدیل شده و زندگی فردی و جمعی ما را به سمت صلاح، عدالت و قرب الهی رهنمون می‌سازد.حکمت در جان‌های فاسد: درنگی بر حدیث امام هادی(ع) مقدمه‌ای بر مفهوم حکمت و تأثیر آن در وجود انسان حدیث گرانسنگ امام هادی(ع) که می‌فرماید: الحِكمَـةُ لا تَنْجَـعُ في الطِّباعِ الفاسِدَةِ (حکمت در جان‌های فاسد مؤثر نمی‌افتد)، دربردارنده‌ی نگاهی ژرف به رابطه‌ی میان معرفت و تهذیب نفس است. این کلام نورانی که در یک عبارت مختصر، دنیایی از معنا را در خود جای داده است، به ما می‌آموزد که حکمت و معرفت، به خودی خود و بدون زمینه‌سازی اخلاقی و روحی، نمی‌تواند در وجود انسان ریشه بدواند و ثمر بخشد. در دنیایی که اطلاعات به راحتی در دسترس است، اما حکمت و معرفت حقیقی کمیاب شده، این سخن امام دهم شیعیان همچون چراغی فروزان، راه تشخیص بین علم ظاهری و حکمت نافع را روشن می‌سازد. برای فهم عمیق این حدیث، باید نخست به تحلیل مفاهیم کلیدی آن بردازیم: حکمت چیست؟ طِباع فاسده چه معنایی دارد؟ و چرا این دو با یکدیگر ناسازگارند؟ مفهوم حکمت از دیدگاه اسلامی و ویژگی‌های طبع فاسد حکمت: از دانش تا معرفت نافذ در فرهنگ اسلامی، حکمت مفهومی فراتر از دانش و اطلاعات صرف دارد. حکمت، معرفتی است که با عمل و تهذیب نفس همراه شده و به درکی عمیق از حقایق هستی می‌انجامد. حکمت، نور الهی است که بر دل می‌تابد و صاحبش را به شناخت خداوند، قوانین خلقت و راه سعادت رهنمون می‌سازد. قرآن کریم در آیات متعددی بر ارزش حکمت تأکید کرده است: يُؤتِي الْحِكْمَةَ مَن يَشَاءُ ۚ وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا (بقره/269)؛ خداوند حکمت را به هر کس که بخواهد می‌دهد و به هر کس حکمت داده شود، خیر فراوانی داده شده است. حکمت، شناخت صحیح و توانایی تطبیق این شناخت بر واقعیت‌های زندگی است. حکیم کسی است که نه تنها می‌داند، بلکه می‌داند چگونه دانسته‌هایش را در مسیر درست به کار بندد. او از علم خود برای رسیدن به تقوا، عدالت و خیر استفاده می‌کند. طبع فاسد: موانع درونی دریافت حکمت در مقابل حکمت، مفهوم طِباع فاسده قرار دارد. طِباع جمع طبع، به معنای سرشت‌ها، خلق‌وخوها و ذات‌های انسانی است. فاسده نیز به معنای تباه شده، منحرف و ناسالم است. بنابراین، طِباع فاسده اشاره به آن دسته از صفات، عادات و گرایش‌های درونی انسان دارد که بر اثر غفلت، گناه، پیروی از هوای نفس و دوری از فطرت پاک الهی، دچار انحراف و فساد شده‌اند. این فساد می‌تواند در اشکال مختلفی ظاهر شود: تعصب کورکورانه، لجاجت، حبّ ذات شدید، حسد، کبر، دنیاطلبی مفرط، شهوت‌پرستی، کینه‌توزی و بسته بودن ذهن در برابر حقایق. فرد دارای طبع فاسد، حتی اگر در معرض حکمت و معارف بلند قرار گیرد، به دلیل موانع درونی، قادر به دریافت و بهره‌برداری از آن نیست. قلب او همچون آینه‌ای است که غبار گناه و رذایل اخلاقی، صفا و شفافیت آن را گرفته و نمی‌تواند نور حکمت را بازتاب دهد. تحلیل علل عدم تأثیر حکمت در طبع فاسد فساد اخلاقی به مثابه مانع ادراک امام هادی(ع) در این حدیث به یک اصل مهم روانشناختی و معرفت‌شناختی اشاره می‌فرماید: ادراک حقیقت، تنها یک فرآیند ذهنی و عقلی محض نیست، بلکه متأثر از حالات قلبی و صفات اخلاقی انسان است. فساد اخلاقی و روحی، مانند پرده‌ای ضخیم بر روی چشم بصیرت انسان کشیده می‌شود و مانع از دیدن حقایق می‌گردد. قرآن کریم نیز به این مسئله اشاره کرده است: أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا ۖ فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَٰكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ (حج/46)؛ آیا در زمین نگشته‌اند تا دل‌هایی داشته باشند که با آن بیندیشند یا گوش‌هایی که با آن بشنوند؟ بی‌گمان چشم‌ها کور نمی‌شوند، بلکه دل‌هایی که در سینه‌هاست کور می‌شوند. فرد حسود، هر پدیده‌ای را در چارچوب منافع شخصی خود تفسیر می‌کند. فرد متکبر، هر سخن حقّی را که از جانب فردی پایین‌تر از خود بیان شود، نمی‌پذیرد. فرد دنیاطلب، هر حکمتی را که او را از لذت‌های زودگذر منع کند، انکار می‌نماید. بنابراین، فساد باطنی، ظرفیت فهم و پذیرش حکمت را از بین می‌برد. حکمت به مثابه بذری در زمین آماده می‌توان رابطه‌ی حکمت و طبع انسان را به رابطه‌ی بذر و زمین تشبیه کرد. حکمت، بذر ارزشمندی است که قابلیت رشد و باروری فوق‌العاده‌ای دارد. اما این بذر، تنها در زمینی سالم، حاصلخیز و آماده می‌روید و ثمر می‌دهد. طبع فاسد مانند زمین شور، سنگلاخ یا آغشته به علف‌های هرز است که حتی بهترین بذرها نیز در آن نابود می‌شوند یا رشد نمی‌یابند. امام علی(ع) در نهج‌البلاغه می‌فرماید: اَلْقَلْبُ الْحَرْثُ فَازْرَعْ فِيهِ الْحِكْمَةَ ؛ قلب مانند زمین کشاورزی است، در آن حکمت بکار. اما شرط اول کشاورزی، آماده‌سازی زمین است. تا زمانی که زمین از سنگ‌ها و خارهای رذایل اخلاقی پاک نشود، کشت حکمت در آن ممکن نخواهد بود. حکمت نیاز به قابل دارد؛ یعنی نیاز به فردی دارد که آمادگی درونی برای پذیرش آن را داشته باشد. این آمادگی، چیزی جز پاکی دل، فروتنی، صداقت، طلب حقیقت و آزادگی از تعلقات مادی نیست. کاربردهای حدیث در زندگی فردی و اجتماعی درس‌هایی برای تعلیم و تربیت این حدیث شریف، پیام‌های مهمی برای حوزه‌ی تعلیم و تربیت دارد. نظام‌های آموزشی که تنها بر انباشت اطلاعات و مهارت‌های فنی تأکید می‌کنند، بدون توجه به تربیت اخلاقی و تهذیب نفس متربیان، در واقع بذر را در زمین ناسالم می‌پاشند. ممکن است چنین افرادی از نظر علمی پیشرفت کنند، اما حکیم نخواهند شد. علم آنان ممکن است به جای خدمت به بشریت، در مسیر قدرت‌طلبی، ثروت‌اندوزی افراطی یا حتی تخریب به کار رود. بنابراین، تربیت اسلامی بر این اصل استوار است که تربیت اخلاقی و معنوی، مقدمه‌ی ضروری برای کسب علم نافع است. معلم حقیقی پیش از انتقال دانش، باید به فکر آماده‌سازی روح و روان شاگرد باشد. در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: كونوا دُعاةً لِلنّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُم ؛ مردم را با غیر زبانتان (با عمل و اخلاقتان) دعوت کنید. این نشان می‌دهد که تأثیر اخلاق و عمل، مقدم بر تأثیر گفتار و دانش انتقالی است. هشداری برای جویندگان معرفت برای طالبان علم و حکمت نیز این حدیث هشداری جدی محسوب می‌شود. گاهی افراد، کتاب‌های فراوان می‌خوانند، در کلاس‌های متعدد شرکت می‌کنند، اما تغییری در بینش و رفتار آنان ایجاد نمی‌شود. یکی از علل این مسئله، غفلت از پالایش درون است. اگر کسی در حالی که گرفتار حسادت، تکبر یا حرص است، به دنبال کسب دانش باشد، این دانش در او نفوذ نکرده و تبدیل به حکمت نخواهد شد. ممکن است حتی از علم خود برای توجیه رذایل اخلاقی‌اش استفاده کند. بنابراین، طالب حکمت باید همزمان با تحصیل علم، به مجاهده‌ی با نفس بپردازد، از گناهان پرهیز کند و فضایل اخلاقی را در خود تقویت نماید. تنها در این صورت است که دانش او به نور حکمت آمیخته شده و برای خود و جامعه‌اش سودمند خواهد بود. ضرورت تهذیب نفس برای اصلاح اجتماعی در سطح اجتماعی نیز این حدیث درس بزرگی دارد. هرگونه تلاش برای اصلاح جامعه و نشر فرهنگ و اندیشه‌های سالم، بدون توجه به اخلاق عمومی محکوم به شکست است. اگر طبع جامعه‌ای به دلیل اشاعه‌ی فساد اخلاقی، مادی‌گرایی افراطی، دروغ و تزویر فاسد شود، حتی بهترین پیام‌های اصلاحی نیز در آن تأثیر نخواهد گذاشت. مردم چنین جامعه‌ای، سخن حق را نمی‌شنوند یا اگر بشنوند، آن را تحریف کرده و به میل خود تفسیر می‌کنند. بنابراین، مصلحان اجتماعی باید در کنار ارائه‌ی اندیشه‌های نو، برای ارتقای اخلاق عمومی نیز بکوشند. تاریخ انبیا نیز گواه این مدعاست؛ پیامبران الهی پیش از هر چیز، به پاکسازی دل‌ها و زدودن شرک و رذایل اخلاقی می‌پرداختند و سپس احکام و معارف را آموزش می‌دادند. راه‌های درمان طبع فاسد و آماده‌سازی برای پذیرش حکمت خودآگاهی و مراقبه‌ی نفس اولین قدم برای درمان طبع فاسد، شناخت بیماری‌های روحی خود است. انسان باید با نگاهی نقادانه به درون خویش بنگرد و صفات ناپسند خود را شناسایی کند. تمرین مراقبه، محاسبه‌ی نفس (بررسی عملکرد روزانه) و استمداد از خداوند برای شناخت عیوب نفس، از راه‌های مؤثر در این مرحله است. امام علی(ع) می‌فرماید: رحِمَ اللَّهُ امرَأً أَدّى إلَى اللَّهِ فَرائِضَهُ، وَ عَمِلَ لَهُ بِالسِّرِّ وَ الْعَلانِيَةِ، وَ عَرَفَ فَأَقَرَّ، وَ أَقَرَّ فَاتَّعَظَ، وَ اتَّعَظَ فَأَعَدَّ ؛ خدا رحمت کند کسی که واجبات الهی را ادا کند، در نهان و آشکار برای او عمل نماید، (عیوب خود را) بشناسد پس اقرار کند، و اقرار کند پس پند گیرد، و پند گیرد پس آماده شود. توبه و انابه به درگاه الهی پس از شناخت عیوب، نوبت به توبه و بازگشت به سوی خدا می‌رسد. توبه حقیقی، پشیمانی قلبی، تصمیم جدی بر ترک گناه و جبران گذشته است. توبه، قلب را از آلودگی‌ها شستشو داده و آن را برای پذیرش انوار الهی آماده می‌سازد. قرآن کریم می‌فرماید: وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (نور/31)؛ و همگی به سوی خدا توبه کنید، ای مؤمنان، تا رستگار شوید. مجاهده‌ی عملی و تمرین فضایل ترک رذایل و کسب فضایل نیازمند تلاش مستمر و مجاهده‌ی عملی است. انسان باید به تدریج و با صبر، در برابر تمایلات نفسانی مقاومت کند و رفتارهای جدید مبتنی بر فضیلت را تمرین نماید. برای درمان تکبر، باید فروتنی را تمرین کرد. برای درمان بخل، باید بخشش را تجربه کرد. برای درمان غیبت، باید مراقب زبان بود. این تمرین‌های عملی، به تدریج طبیعت فاسد انسان را اصلاح می‌کند. انس با قرآن و اهل بیت(ع) یکی از مؤثرترین راه‌های تهذیب نفس، انس گرفتن با منابع اصیل حکمت الهی، یعنی قرآن کریم و تعالیم اهل بیت(ع) است. این معارف، خود دارای خاصیت پاک‌کنندگی دل‌ها هستند. قرآن کریم می‌فرماید: يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِّمَا فِي الصُّدُورِ (یونس/57)؛ ای مردم، به راستی برای شما از سوی پروردگارتان پندی آمده است، و درمانی برای آنچه در سینه‌هاست. همچنین، توسل و پیروی از اهل بیت(ع) که مجرای فیض الهی و مظهر حکمت‌های الهی هستند، قلب را نورانی و مستعد پذیرش معارف بلند می‌سازد. جمع‌بندی: حکمت، موهبتی برای جان‌های آماده حدیث امام هادی(ع) به زیبایی رابطه‌ی تنگاتنگ بین معرفت و اخلاق را ترسیم می‌کند. این سخن به ما یادآوری می‌کند که حکمت، کالایی نیست که بتوان آن را به زور یا صرفاً از طریق انتقال اطلاعات به دست آورد. حکمت، موهبتی الهی است که تنها در جان‌های پاک، فروتن و مشتاق جلوه می‌کند. در عصر حاضر که بشر غرق در انبوه اطلاعات است، اما از حکمت و معنویت فاصله گرفته، این پیام امام هادی(ع) بیش از هر زمان دیگری اهمیت می‌یابد. راه نجات فرد و جامعه، نه در انباشت دانشِ محض، که در تزکیه‌ی نفس و آماده‌سازی دل‌ها برای دریافت نور الهی است. بنابراین، باید کوشید تا با پالایش درون از آلودگی‌های اخلاقی و معنوی، زمین‌های فراهم آورد تا بذر حکمت در وجودمان بروید و به بار بنشیند. تنها در این صورت است که علم ما به حکمت تبدیل شده و زندگی فردی و جمعی ما را به سمت صلاح، عدالت و قرب الهی رهنمون می‌سازد.
افت شدید شاخص بورس در نیمه‌اول معاملاتافت شدید شاخص بورس در نیمه‌اول معاملات
هشدار نارنجی: سامانه بارشی شدیدهشدار نارنجی: سامانه بارشی شدید
هشدار زرد و نارنجی سامانه بارشیهشدار زرد و نارنجی سامانه بارشی
سیگنال هوشمند خرید و فروش طلای آب شده

×