کلکسیون خزنده و حشره در هزار سال پیش
در لا به لای متون کهن، در رابطه با «ابن حِنزابَه» (م. 391ق.)، یکی از وزیران سلسلۀ «اِخشیدیان» مصر، چنین روایت شده است:
«او به دیدن حشرات، شوق و علاقۀ بسیاری داشت تا بدانجا که پیوسته شمار زیادی از مارها، عقرب ها و هزار پاها را در خانۀ خویش نگهداری می کرد و برای مراقبت و محافظت از آنها، عده ای را نیز به خدمت گمارده بود. همچنین افرادی در «مصر» بودند که این جانوران را برایش صید می کردند و او از دیدن آنها در شگفت می شد و خوشش می آمد.

روزی به «شیخ جلیل بن مدبر کاتب» که در همسایگی او بود نامه ای نوشت مبنی بر اینکه «ماری بی دُم و شاخدار» و «دو عقرب بزرگ» و «یک هزارپا» که با رنج و مشقت فراوان به دست آورده بودیم از اینجا گریخته اند و به خانۀ شما آمده اند؛ لذا از شما می خواهیم که افرادی از خدمتگزاران و فرزندانتان را مأمور به یافتن و استرداد آنها کنید!

شیخ جلیل بن مدبر، پشت نامۀ او نوشت:
همسرش «سه طلاقه» باشد اگر از این پس، خود و یکی از فرزندانش، شب در آن خانه بخوابند!» [1]
بحث:
1-از این گزارش تاریخی، سابقۀ مجموعه داری و همین طور کنجکاوی و دقت در زمینۀ شناسایی و دستیابی به انواع خزندگان و حشرات در بیش از هزار سال پیش در بین مسلمانان استفاده می شود.
2-نکتۀ درخور توجه این است که ابن حِنزابَه، بنا بر آنچه گزارش شده است افرادی را برای تکمیل کلکسیون خود به جاهای مختلف می فرستاده و این مجموعه محصول یک کار تیمی بوده است. علاوه بر اینکه موجودات زنده در این مجموعه بوده اند و به احتمال زیاد ساز و کار پیشرفته ای داشته است.
3-نکتۀ دیگر که از متن برداشت می شود این است که این مجموعه دار خزندگان و حشرات، عده ای را نیز مأمور حفاظت از این جانداران قرار می داده است و از این امر، مشخص می شود که کلکسیون و مجموعۀ بزرگی در نوع خود و در زمان خود بوده است.
پی نوشت:
[1]معجم الادباء، چاپ لبنان، ج2، ص785







