زبان پیشاکلامی: جوهر روایت سینمایی
به گزارش قدیری نیوز به نقل از انجمن سینمای جوانان ایران:
زبان پیشاکلامی؛ جوهر روایت سینمایی از کیارستمی تا لینکلیتر
انجمن سینمای جوانان ایران در دومین جلسه از چهاردهمین دوره دانشافزایی آنلاین ویژه مربیان فیلمنامهنویسی، میزبان آرمان خوانساریان، فیلمساز و مدرس سینما بود. این جلسه با عنوان «چگونه عناصر ساختاری فیلمنامه معنا میسازند» و با حضور ۱۳۸ مربی از ۵۷ دفتر سینمای جوان سراسر کشور برگزار شد.
تمرکز بر «زبان پیشاکلامی سینما»
آرمان خوانساریان در این کارگاه آموزشی، مفهوم محوری «زبان پیشاکلامی سینما» را تشریح کرد. به گفته وی، بخش عمدهای از معناآفرینی در سینما نه از طریق دیالوگ، بلکه توسط ساختار، تصویر، کنش و موقعیت منتقل میشود. این زبان، زبانی است که پیش از بیان کلمات شکل میگیرد و سینما ظرفیت بیهمتایی برای انتقال آن دارد.
تصویر به جای گفتار: تفاوت ماهوی سینما و ادبیات
خوانساریان با اشاره به نمونههایی از تاریخ سینما تأکید کرد که بسیاری از احساسات و مفاهیم در سینما، بدون بیان مستقیم و تنها از طریق نگاه، فاصله دوربین، میزانسن و روابط تصویری میان شخصیتها القا میشوند. وی این ویژگی را یکی از مهمترین تفاوتهای سینما با ادبیات دانست و افزود: «گاهی یک نگاه، یک سکوت یا حتی جایگاه دوربین میتواند معنایی عمیقتر از دیالوگ ایجاد کند.»
نقد تصور رایج درباره فیلم کوتاه
این مدرس سینما با انتقاد از برداشت اشتباه رایج مبنی بر لزوم بیدیالوگ بودن فیلمهای کوتاه خوب، اظهار داشت: «فیلم میتواند سرشار از گفتوگو باشد اما همچنان کاملاً سینمایی باقی بماند؛ زیرا معنا از طریق تصویر، میزانسن، فاصله دوربین و شیوه مواجهه مخاطب با جهان فیلم شکل میگیرد.»
لزوم آموزش تکنیکهای سینمایی به فیلمنامهنویسان
خوانساریان بر ضرورت آموزش همزمان فیلمنامهنویسی و شناخت ابزارهای سینمایی تأکید کرد و گفت آموزش فیلمنامهنویسی بدون این شناخت، ناقص است. هنرجو باید بداند برای چه مدیومی مینویسد و چگونه عواملی مانند اندازه نما، لنز، فاصله دوربین و ساختار بصری در انتقال معنا نقش ایفا میکنند.
تحلیل نمونههای عینی: از جیلان تا لینکلیتر
وی در بخشی از سخنانش به تحلیل آثار شاخص سینما پرداخت:
- «اوزاک» نوری بیلگه جیلان: در نمای آغازین این فیلم، شخصیت اصلی در دل برف و در نمایی بسیار دور دیده میشود که بدون هیچ دیالوگی، مفاهیم تنهایی، غربت و سرگشتگی را منتقل میکند.
- «روزی روزگاری در آناتولی»: پلان آغازین این فیلم با ترکیببندی قاب، فضای گرگومیش و استقرار شخصیتها، فضای معمایی و شاعرانه کل اثر را پیش از آغاز روایت اصلی بنا میکند.
- «طعم گیلاس» عباس کیارستمی: در این فیلم، دوربین به ندرت مواجهه مستقیم با چهره شخصیت اصلی ایجاد میکند و او اغلب در زاویه ۹۰ درجه نشان داده میشود. این انتخاب بصری، شخصیت را در هالهای از ابهام نگه میدارد و مانع از دسترسی کامل مخاطب به جهان درونی او میشود.
- «پیش از طلوع» ریچارد لینکلیتر: اگرچه این فیلم مبتنی بر گفتوگوست، اما به دلیل نقش آفرینی دوربین، میزانسن، زاویه دید و ترکیب قابها در تولید معنا، اثری کاملاً سینمایی باقی میماند.
- آثار اصغر فرهادی: در فیلمهای فرهادی، مخاطب نمیتواند تنها با شنیدن دیالوگها روایت را دنبال کند، زیرا بخش مهمی از معنا در تصویر، میزانسن و روابط میان شخصیتها شکل میگیرد.
سخن پایانی: سینما، هنر منحصربهفرد تصویر
خوانساریان در پایان تأکید کرد که سینما ابزار بیهمتایی برای خلق معنا از طریق تصویر، فاصله، نور، زاویه و سکوت دارد؛ عناصری که بازتولید آنها در قالبهای دیگر روایت دشوار است. شناخت این ویژگیها برای آموزش و تحلیل فیلمنامه امری ضروری محسوب میشود.
این دوره آموزشی با هدف ارتقای سطح علمی مربیان، همسانسازی نگرش آموزشی و افزایش کیفیت تولیدات هنرجویان در حال برگزاری است.









