میراث مشترک: اعتماد به واقعیت
به گزارش قدیرینیوز به نقل از انجمن سینمای جوانان ایران:
«اعتماد به واقعیت»؛ میراث مشترک چهار استاد سینمای ایران در ماه تیر
به مناسبت همزمانی زادروز چهار تن از اثرگذارترین کارگردانان تاریخ سینمای ایران در ماه تیر، مجید برزگر در یادداشتی تحلیلی با مرور جهان سینمایی عباس کیارستمی، سهراب شهیدثالث، ناصر تقوایی و جعفر پناهی، «اعتماد به واقعیت» را جوهره مشترک و مهمترین میراث این سینما معرفی کرده است.
این یادداشت که توسط روابط عمومی انجمن سینمای جوانان ایران و به نقل از روزنامه اعتماد منتشر شده، تاکید میکند که ماه تیر در تقویم فرهنگی سینمای ایران، به دلیل تولد این چهار چهره، وزن و معنایی فراتر از یک بازه زمانی معمولی یافته است. برزگر با اشاره به این همزمانی بهعنوان یک «تصادف شاعرانه»، از آن بهانهای برای واکاوی شیوه نگاه این فیلمسازان به جهان میسازد.
وجه مشترک: اخلاق نگاه و اعتماد به واقعیت
نویسنده در تحلیل خود تاکید دارد که در اوجیترین لحظات سینمای ایران، نقطه مشترک، اعتماد به واقعیت و فاصله گرفتن از اغراق و شتاب رایج در سینمای جهان بوده است. این سینما به «مکث، سکوت، جزییات و زندگی آنگونه که هست» روی آورده، بدون آنکه آن را در پیرایههای نمایشی بپوشاند.
چهار شیوه متمایز برای دیدن جهان:
برزگر سپس به تفصیل، نحوه تجلی این اعتماد به واقعیت را در سینمای هر یک از این چهار کارگردان، با ذکر جزییات آثارشان، بررسی میکند:
* عباس کیارستمی: نمونه اعلای این اعتماد، با دوربینی که «بیشتر گوش میدهد تا سخن بگوید». در سینمای او، جاده خود به تجربهای انسانی تبدیل میشود و عناصری مانند یک کودک، یک درخت یا باد، صرفاً جزئی از روایت نیستند، بلکه «شیوهای برای اندیشیدن»اند. کیارستمی بازی، امکان، شعر و گشودگی را پیش چشم مخاطب میگذارد.
* سهراب شهیدثالث: واقعیت را در «ماندن» جستوجو میکند و جرات میکند زمان را همانگونه که بر زندگی میگذرد، روی پرده جاری سازد. در جهان او، حادثه غالباً خارج از قاب رخ میدهد و آنچه باقی میماند، «وزن بودن» است. از ایستگاه ثابت تا تکرار روزمرگی، این عناصر به تأملی عمیق درباره وضعیت انسان بدل میشوند. او انسداد، سکون و فرسایش را روایت میکند.
* ناصر تقوایی: واقعیت در سینمای او با جغرافیا پیوندی ناگسستنی میخورد. جنوب در آثارش صرفاً یک لوکیشن نیست، بلکه نیرویی شکلدهنده به سرنوشت، اخلاق و مناسبات شخصیتهاست. دریا و گرما کیفیت زیستن را تعیین میکنند. تقوایی نشان میدهد که وفاداری به مکان، آغاز راه جهانی شدن است. او روایت، شخصیسازی تجربههای بشری و روشنگری را ارائه میدهد.
* جعفر پناهی: به واقعیتی اعتماد میکند که همواره در تقابل با قدرت، قانون و محدودیت است. دوربین او به قلب زندگی روزمره در تاکسی، آپارتمان و خیابان میرود. شکل تولید فیلمهایش (به ویژه تحت محدودیتها) خود بخشی از معنای اثر میشود. سینمای پناهی امید، مقاومت و تابآوری را در مرکز توجه قرار میدهد.
میراثی پایدار: مشاهده پیش از تفسیر
یادداشت در جمعبندی خود خاطرنشان میسازد که این چهار فیلمساز، با وجود تفاوت در نسل و تجربه، در یک اصل مشترک همگرا هستند: اعتماد به تصویر و مشاهده دقیق جهان پیش از تفسیر آن. به باور نویسنده، همین «اخلاق نگاه» – که در آن دوربین به جای سلطه، در کنار جهان میایستد و شخصیتها قهرمان یا قربانی صرف نیستند – عامل متمایزکننده و موفقیت جهانی سینمای ایران بوده است.
برزگر در پایان مینویسد: در عصر حاضر که تصویر هر روز مصرفیتر و پرسرعتتر میشود، بازگشت به سینمای این چهار استاد، تنها مروری بر گذشته نیست، بلکه یادآوری امکانی دیگر برای دیدن است؛ امکانی که در آن باد شنیده میشود، انتظار معنا دارد و یک گفتوگوی کوتاه تاکسی میتواند به اندازه یک رمان گویای زمانه باشد. ماه تیر، thus، یادآور چهار امکان برای دیدن جهان و فراخوانی به فضیلت مشترک «نگاه کردن پیش از داوری» است.









