مربیان فیلمنامهنویسی: تأکید بر شخصیت به جای ساختار
گزارش خبری از چهارمین نشست دانشافزایی مربیان فیلمنامهنویسی
به گزارش قدیرینیوز به نقل از انجمن سینمای جوانان ایران:
تهران - قدیرینیوز: چهارمین نشست از بخش سوم چهاردهمین دوره دانشافزایی مربیان فیلمنامهنویسی انجمن سینمای جوانان ایران، روز یکشنبه ۳۱ خردادماه با عنوان «معیارهای بررسی و چگونگی گسترش فیلمنامه» و با تدریس شادمهر راستین، مدرس و فیلمنامهنویس، برگزار شد.
در این نشست تخصصی، راستین با تأکید بر شیوه آموزش فیلمنامهنویسی به هنرجویان، بیان کرد که ساختار نباید نقطه آغاز آموزش باشد. وی اظهار داشت: «بخش قابل توجهی از منابع آموزشی بر پایه الگوهای کلاسیک شکل گرفتهاند و از ابتدا هنرجو را با مفاهیمی مانند نقطه عطف و پردههای داستان مواجه میکنند، در حالی که بسیاری از هنرجویان، بهویژه در فضای فیلم کوتاه، با این شیوه ارتباط برقرار نمیکنند.»
تمرکز بر شخصیت به جای ساختارهای خشک
راستین در روششناسی خود بر این نکته تأکید کرد که به جای اصرار بر فرمولهای سهپردهای، باید درباره شخصیت، درام و نتیجه روایت صحبت شود. وی افزود: «مهمترین پرسش در مرحله شکلگیری داستان این است که شخصیت چه کسی است، در چه موقعیت دراماتیکی قرار میگیرد و این موقعیت چه تأثیری بر او میگذارد. فیلمنامه پیش از هر چیز درباره شخصیت است و ساختار در خدمت آشکار شدن آن قرار میگیرد.»
تغییر واقعی شخصیت؛ تحول در ارزشها
این فیلمنامهنویس در توضیح مفهوم «چنج» یا تغییر شخصیت بیان داشت که تغییر واقعی زمانی رخ میدهد که ارزشها و بنیانهای فکری شخصیت دگرگون شود. وی خاطرنشان کرد که در فیلم کوتاه، به دلیل محدودیت زمانی، نمایش این تحول کامل اغلب دشوار است و در عوض میتوان شاهد توسعه یک باور، رسیدن به آگاهی تازه یا بروز ویژگی پنهان شخصیت بود.
درام؛ حاصل شناخت و پیشبینی شخصیت
راستین درام را حاصل فاصله میان آشنایی با شخصیت و شناخت عمیق او دانست و گفت: «وظیفه فیلمنامهنویس طراحی موقعیتی است که شخصیت را وادار کند خود واقعیاش را آشکار کند. اگر شخصیتی از تاریکی میترسد، درام باید او را در مواجهه با این ترس قرار دهد.»
سهگانه خواست، مانع و مواجهه
وی همچنین با اشاره به عناصر بنیادین داستانپردازی گفت: «هر داستان بر اساس سه عنصر شکل میگیرد: خواست شخصیت، مانع و شیوه مواجهه او با مانع.» راستین تصریح کرد که در بسیاری از فیلمهای کوتاه امروز، بزرگترین مانع، خود شخصیت با ترسها و محدودیتهای درونیاش است.
تفاوتهای ساختار کلاسیک و مدرن
این مدرس سینما به مقایسه سینمای کلاسیک و مدرن پرداخت و اظهار داشت: «ساختار کلاسیک بر آغاز، میانه و پایان استوار است و به دنبال ایجاد تعادل جدید پس از بحران است. اما سینمای مدرن بیش از پاسخ، پرسش مطرح میکند، قطعیتها را زیر سؤال میبرد و با ابهام و چندگانگی معنا پایان مییابد.»
هشدار درباره ساختارشکنی بیپشتوانه
راستین هشدار داد که ساختارشکنی صرف برای متفاوت بودن به نتیجه مؤثر نمیرسد و هر عدول از ساختار کلاسیک باید ریشه در جهانبینی اثر، شخصیت یا موضوع داشته باشد.
کارکرد ساختار کلاسیک: ابزار سنجش، نه خلق
وی ساختار کلاسیک را ابزاری برای ارزیابی و کنترل روایت دانست که به نویسنده و عوامل تولید کمک میکند روند کار را مدیریت کنند. راستین تأکید کرد: «ساختار کلاسیک بیش از آنکه ابزار خلق ایده باشد، ابزاری برای سنجش و بازنویسی فیلمنامه است. نویسنده ابتدا باید بنویسد، سپس با معیارهای ساختاری، متن را اصلاح کند.»
جایگاه مربی: آموزش درک به جای فرمول
شادمهر راستین در پایان، مهمترین وظیفه مربیان فیلمنامهنویسی را کمک به هنرجویان برای درک شخصیت، درام و کارکرد ساختار عنوان کرد، نه القای فرمولهای ازپیشتعیینشده.
بخش سوم چهاردهمین دوره دانشافزایی ویژه مربیان فیلمنامهنویسی از ۲۸ تا ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ به کار خود پایان داد.





![10 باور غلط درباره کمپ ترک اعتیاد [از شایعه تا واقعیت]](https://www.ghadirinews.ir/images/news/gallery/category_social/14053/140530621833232786_th.webp)


